المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
181
التنبيه والإشراف ( فارسي )
اماحيه بودند . مريم پيش از همه در شش روزه اول نيسان بمرد و صد و بيست و هفت سال داشت . هارون در اول روز آب بمرد و در جبل هور يكى از چهار طور كه سابقاً ياد كرديم مدفون شد و يكصد و بيست و سه سال داشت . موسى در هفت روزه اول آذار در سرزمين مو آب بمرد و در درهء موآب مدفون شد و يكصد و بيست سال داشت . پس از موسى كار بدست يوشع بن نون افتاد و با ملوك شام و ديگران بجنگيد و بر بيشتر آن ولايت استيلا يافت و شش سال ببود و در صد و بيست سالگى بمرد . پس از او فينخاس بن العازر بن هارون كارها را بدست گرفت ، وى كاهن نبود و اسرائيليان گويند وى همان پيغمبريست كه مسلمانان او را خضر مينامند . ايرانيان پندارند خضر يكى از هفت پسر منوشهر بود كه در همين كتاب آوردهايم . طرفداران شرايع و ديگران از اصحاب تأويل اين روزگار دربارهء او سخن دراز دارند كه نقل آن بدراز مىكشد . از ابراهيم تا خروج بنى اسرائيل از مصر پانصد و شصت و هفت سال بود و از طوفان تا خروج ايشان سه هزار و هشتصد و سى و پنج سال بود . پس از آن ويرانى اورشليم يا بيت المقدس را بدست بخت نصر با اسارت بابل مبدأ تاريخ كردند . از آغاز پادشاهى بخت نصر تا ظهور اسرائيليان و اسارتشان سى و يك سال و سى و چهار روز بود . از پادشاهى داود تا اسارت بابل چهارصد و هفتاد و هشت سال بود . از خروج بنى اسرائيل از مصر تا اسارتشان هزار و هشتاد و سه سال بود . از ابراهيم تا اسارتشان هزار و پانصد و نود سال بود . از فالغ بن عابر تا اسارت يهود دو هزار و يكصد و سى و يك سال بود . از طوفان تا اسارتشان دو هزار و ششصد و شصت و دو سال بود . از آدم تا اسارتشان چهار هزار سال و نهصد و هيجده سال بود . مدت اقامتشان در بابل تا وقتى كه بهمن پسر اسفنديار پسر كىبشتاسب پسر كىلهراسب آنها را به اورشليم باز فرستاد هفتاد سال بود . اسرائيليان و بسيارى كسان او را كورش نامند